یادداشت های شبانه نیما طالبیان

( ادبیات )

مطلبی که در خصوص حمایت از جایزه ادبی گلشیری در فیس بوک نوشتیم

در توضیح سوال ترم بالایی عزیز، سیما باغشنی، و سایر دوستانی که "برنامه ی عملی این صفحه برای حمایت" براشون سوال شده:

و اما برنامه!!؟؟

(سیما جان یادم نبود که آدم هرجا بره باز با معمار جماعت طرفه!!)

اول اینکه فرض ما بر اینه که بنیاد گلشیری علاوه بر میل واقعی خودش و به دلیل مشکلاتی درونی و بیرونی جایزه را متوقف کرده. چراکه اگر غیر از این باشه و بنیاد گلشیری انگیزه ای برای ادامه نداشته باشه، حضور هزار نفر در یک صفحه و کلی بحث و نظر هم نمی تونه خیلی انگیزه بخش باشه، این رو بر مبنای تجربه خودمون در عرصه نشر و کار فرهنگی می نویسم چرا که در ایجاد انگیزه برای کاری فرهنگی، هزار نفر یعنی چی.

دوم اینکه بانیان این پیج (من و سیما) هیچ ارتباطی، حتی اندک، با بنیاد گلشیری نداشتیم و نداریم. شاید اگر داشتیم خیلی بهتر بود، و شاید حتی خیلی از دوستانی که به این صفحه امدند فکر کردند که حتما ارتباطی هست! : "وگرنه یارو اون ور دنیا، بدون هیچ ارتباطی، واسه چی باید پیج درست کنه و حمایت جلب کنه؟" (اون هم وقتی که خود بنیاد گلشیری بدون اینکه درخواست حمایت کنه یکباره اعلام کرده آقا ما دیگه نیستیم!) در این چند روز حتی سعی کردیم که برخی از بانیان بنیاد گلشیری را به این صفحه دعوت کنیم که برخی از دوستان پیدا نشدند، برخی هم که پیدا شدند هنوز دعوت ما را قبول نکردند. امیدوارم در همین مرحله نخست ارتباطی بین ما و ایشان برقرار شود که این طور نباشد که ما دور هم بشینیم و حرف بزنیم و خیالبافی کنیم و بنیاد گلشیری هم اطلاعی از این حرکت نداشته باشه. (لذا هر کس از دوستان که ارتباطی با اعضا اصلی بنیاد، نویسنده های مقیم تهران، ژورنالیست ها، ستون نویس ها، وبلاگ نویس ها، کافه بازها، کافه دارها، بنگاه های خبر پراکنی و غیره داره لطفا کمک کنه صدای ما به بعضی ها برسه)

ما ناچاریم برنامه ی (بسیار ایده آلیستی و البته معمارانه) خودمون رو توضیح بدیم اما تصمیم داشتیم بدون ذکر این برنامه جلو بریم ببینیم چی می شه. در مرحله اول همونطور که گفتم هدف اینه که بفهمیم دچار توهم شدیم؟ یا واقعا متوقف شدن جایزه گلشیری برای بقیه هم مهمه؟ مهم نه به این معنی که به هم خبر بدیم و لایک بزنیم و بگیم، آخ آخ دیدی چه حیف شد و از این حرفها، مهم به این معنی که فراتر از زدن لایک، کسانی باشن که حاضر باشن بحث کنن، نظر بدن و انتقاد کنن. باید بگم که بدون مشورت با شما  برنامه ای نمی تونه وجود داشته باشه.

بعد از شناسایی، ( برای دوستان معمار باید بگم در واقع بعد از سایت انالیز) می تونیم وارد مرحله تدقیق برنامه بشیم. یعنی بعد از این که حامیان به یه تعداد قابل قبولی رسیدن که از اونطرف بنیاد گلشیری هم مارو به رسمیت بشناسه، بعد شروع کنیم به بحث تحلیلی که چرا جایزه متوقف شده؟ ما می تونیم نقشی داشته باشیم که تصمیمشون عوض بشه؟ چطور می تونیم حمایت کنیم؟ و از همه مهمتر اینکه آنها چه طور حمایتی نیاز دارن؟ همونطور که گفتم اگر مرحله اول به نتیجه منفی برسه، امکان ارتباط با بنیاد و شروع مرحله دوم هم از بین میره، و ما فکر می کنیم تا این صفحه نتونه تعداد زیادی از کاربران را جذب و فعال کنه، بنیاد علاقه ای به ورود به این موضوع نخواهد داشت. چرا که از اعلام یکباره ی این تصمیم پیداست که بازگشت از آن خیلی هم کار آسونی نیست.

(و در ضمن این احتمال هم وجود داره که یک جمله ی چهار کلمه ای از طرف بنیاد آب پاکی رو بریزه روی دستمون و مجبور شیم جمع کنیم بریم پایان نامه مونو بنویسیم، خدای نکرده!)

مرحله سوم اقدام عملی برای حمایت خواهد بود. یعنی مثلا اگه بنیاد (در مرحله دوم) اعلام کرد ما کسری بودجه داریم، اونوقت ما متوجه مشکل میشیم و می فهمیم که اگر بخواهیم حمایت بکنیم باید چه کاری بکنیم. یا مثلا مشکل داوری داریم، مشکل نیرو داریم، مشکل جا داریم یا هر مشکل دیگه ای.

ما گمان می کنیم که مشکلی نیست که توسط یه جمع هزار نفری حل نشه، مگر اینکه همونطور که در اول بحث نوشتم واقعا انگیزه ای برای ادامه ی مسابقه برای بنیاد باقی نمانده باشه. همچنین باید از تمامی دوستان در عرصه ادبیات دعوت کرد که به این صفحه بپوندند. چرا؟ برای اینکه ممکنه که تعداد ظاهری ما در مرحله اول مهم باشه اما در مرحله دوم، و جایی که به مشکلات واقعی بنیاد پی بردیم، و اگر این مشکلات فنی بود و مالی و مشارکتی نبود، دیگه ما به عنوان یه عده معمار، یا هر تخصص دیگه، نمی تونیم مشکلات رو به صورت فنی بررسی کنیم و راهکار بدیم. اونجاست که بودن افراد با تخصص و باتجربه در عرصه داستان الزامی است. در واقع باید بگم که حمایت ما به عنوان خوانندگان در مرحله اول باید حمایت نویسندگان حرفه ای، ناشران، و سایر تشکل های صنفی رسمی و غیر رسمی رو به دنبال داشته باشه تا ارائه راهکار برای بنیاد گلشیری کارآمد باشه. اگر چنین دوستانی به جمع ما اضافه نشوند، بنیاد انگیزه ای برای خواندن همین متن هم نخواهد داشت.

در اخر ضمن تشکر از سیما باغشنی عزیز که باعث شد این متن را بنویسیم، و از بقیه دوستان حاضر در صفحه که امیدوارم شروع به نقد و نظر کنند، باید از همه بخواهیم که هر کسی را می شناسید که در عرصه ادبیات فعال است به این صفحه دعوت کنید.

جمع کردن عده ای در فیس بوک کار چندان دشواری نیست، اما گشودن این گره از عهده ما خارج است، مگر خود صاحبان اصلی عرصه ادبیات به ما بپیوندند.

(متن خیلی طولانی شد، ببخشید)

+   نیما طالبیان ; ٢:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir