یادداشت های شبانه نیما طالبیان

( ادبیات )

مردگی در جزیره ـ قسمت سوم

گزارشات تایید شده از وضعیت خانه حاکی از به هم ریختگی اوضاع، گرسنگی، بی آبی، افسردگی و بلاتکلیفی است. کنترل دولت مرکزی در تمامی نواحی از دست رفته است. در جبهه شمالی، آشپزخانه در تصرف کامل مورچه ها درآمده. عملیات صبحگاه گذشته حاصلی در پی نداشته و سطل آشغال، نواحی شمالی سینک، ظرف های کثیف و نیمه کاره همگی در تسلط مورچه هایی است که خود را بیشمار توصیف کرده اند. ظاهرا دست یابی به منابع عظیم انرژی نظیر ظرف شکر و شکلات های روی کابینت توان آن ها را برای این حمله فراگیر افزایش داده است. گفتنی است این منابع عظیم انرژی با بی دقتی تمام و بدون هیچ محافظتی رها شده و مورچه ها ظرف چهار دقیقه و بدون درگیری کنترل آن ها را به دست گرفته اند. در جبهه شرقی، با وجود وزش نسیم نامحسوس در صبحگاه امروز، گرما حکمفرماست و استراحت در اتاق خواب ناممکن به نظر می رسد. تلاش ها برای چرتی دو دقیقه ای هم در ظهر امروز بی نتیجه اعلام شد. از آنجاکه تابش خورشید دمای آب موجود در مخزن پشت بام را به نقطه جوش نزدیک کرده امیدها برای گرفتن دوش آب سرد و تجدید قوا به طور کامل از دست رفته است. تمامی ادوات سنگین و سبک برای خوابیدن نظیر بالشت ها، تشک، چشم بند، زیرسیگاری، چراغ مطالعه، مگس کش و پشه بند به جبهه جنوبی منتقل شده اند. وضعیت جنوب به نسبت سایر مناطق آرام تر گزارش شده و جز من که از فرط آوارگی به این صندلی نمناک پناهنده شده ام و تعداد معدودی پشه، کسی در این اطراف به چشم نمی خورد. کارشناسان این آرامش را کاملا مقطعی می دانند. هرچند درگیری های پراکنده ای در زیر میز و در نزدیکی ساق و انگشتان پاها با پشه ها در جریان است اما تلفات این درگیری ها به نسبت شب های گذشته کمتر برآورد می شود. مناطق غربی هم به علت تابش شدید آفتاب خالی از سکنه شده و حتی سوسک ها هم به داخل کمدها، ملافه ها و زیر ماشین لباسشویی پناه برده اند. در این مناطق همچنان صدای درگیری شدیدی میان کارگران و اسکلت بتنی سرسخت همسایه از هفت صبح تا پنج بعد از ظهر ادامه دارد. سخنگوی کارگران واحد تخریب اعلام کرده است که تا تخریب تمامی ستون های ساختمان دست از مباره نخواهند کشید، وی تاکید کرده است اهمیتی به کر شدن و دیوانه شدن همسایگان نداده و تخریب کامل تمامی ستون ها را قابل مذاکره نمی داند. از آنجا که جز من، که تقریبا در رده موجودات مذکر دسته بندی می شوم، موجود ماده ای در این طبقه یافت نمی شود، می توان نتیجه گرفت که طرح تفکیک جنسیتی به حد کمال به مرحله اجرا درآمده و جای هیچ نگرانی نیست. (برآوردها حاکی از احتمال گسترش این طرح از این طبقه به کوچه و جداسازی محل گردش سگ ها و گربه و همچنین گسترش آن به سمت جداسازی قاره ای است که در صورت اجرا احتمالا مردان در اروپا و زنان به آفریقا مهاجرت داده خواهند شد.) به هر حال علیرغم شدت گرما و بروز برخی برهنگی ها در نواحی غیر حساس بعضی از ساکنان محل، هیچگونه فساد و فحشایی دیده و گزارش نشده است. رطوبت هوا در حمام صد در صد و در سایر نواحی بین هشتاد تا نود درصد ثبت شده و بدین ترتیب مولکول های آب جایی برای اکسیژن و هیدروژن در هوا نگذاشته اند. سرعت وزش باد صفر و شدت بوی نم در سطح هشدار گزارش شده. هرچند به طور کلی می توان اوضاع جزیره را قمر در عقرب گزارش کرد، اما با این وجود تلاش ها برای حفظ این صندلی چسبناک همچنان در جریان بوده و امید است تا با تاریک شدن هوا شرایط روحی من نیز بهتر شود. تکرار می کنم: حفظ صندلی به عنوان مهمترین هدف عملیات امشب تاکنون موفق ارزیابی می شود. همچنین شایان ذکر است که در بازدید از آشپزخانه متوجه خالی بودن یخچال از هر نوع ماده مغذی و همچنین اتمام سه بشکه آب باقیمانده شدم. مقدار آب باقیمانده در کتری در حدی است که می توان به نوشیدن دو استکان نسکافه امید داشت. شیر فاسد شده و بیسکوییت ها همچنان در تصرف مورچه هاست. با این حال نوشتن این گزارش می تواند قدم مثبتی برای روحیه بخشی به خودم تلقی شود. پیشنهاد می شود که دست از خواندن اخبار در وبسایت ها بردارم و عهد کنم تا سطر اول از داستان "مردگی در جزیره" به پایان نرسیده حاضر به ترک این پناهگاه نشوم. حتی اگر پشه ها تمامی مناطق پا، از سر انگشتان تا ارتفاعات ران هایم را از آن خود کنند. صراحتا اعلام می کنم که نوشتن این رمان بیش از این نمی تواند به تاخیر بیافتد و درخواست تمامی نهادهای موجود در اعصابم این است که پیش نویس سطر اول نوشته شده و در اختیار چشمان ناباورم قرار گیرد. امیدوارم این مهم امشب محقق شود.

+   نیما طالبیان ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir